ارانی شعوبی ارتدکسی ضد تورک و ضد اسلام -رحیم ممقانی

تقی ارانی در اوایل سالهای تحصیلی خود در برلین (1924) دو مقاله در دو نشریه بنامهای «ایرانشهر» و «فرنگستان» تحت عنوانهای «زبان فارسی» و «آذربایجان یک مسئله حیاتی و مماتی برای ایران» بچاپ رساند.
مقاله نخست در رابطه با نارساییهای زبان فارسی و تکمیل آن و نیز در برخورد با لغات عربی و اصطلاحات بین المللی بود. (1) و دومی در امحای زبان ترکی و نحوه جایگزین کردن زبان فارسی در آذربایجان اختصاص داشت.ارانی در این مقاله می نویسد:
«… باید افراد خیر اندیش ایرانی فداکاری نموده، برای از بین بردن زبان ترکی و رایج کردن زبان فارسی در آدربایجان بکوشند. مخصوصا وزارت معارف باید عده زیادی معلم فارسی زبان بدان نواحی فرستاده، کتب و رساله ها و روزنامجات مجانی و ارزان در آنجا انتشار دهد و خود جوانان آذربایجانی باید جانفشانی کرده متعهد شوند تا می توانند زبان ترکی تکلم نکرده بوسیله تبلیغاتی عواقب وخیم آنرا در مغز هر ایرانی جایگیر کنند.
به عقیده من اگر اجباری کردن تحصیلات در سایر نقاط ایران برای وزارت معارف ممکن نباشد، در آذربایجان به هر وسیله ای که باشد باید اجرا شود. زیرا این امر نه فقط برای توسعه معارف ایران، بلکه از نقطه نظر سیاسی هم یکی از واجب ترین اقدامات است.» (2)
در رابطه با دو مقاله مذکور که در بالا به آنها اشاره شد، در نشريه آينده (شماره 8 ـ 6 شهريور – آبان 1367) مطلبي تحت عنوان «زبان فارسي و آذربايجان ـ دو مقاله تجديد چاپ شدني» بچاپ رسيده و در آنجا درباره دكتر تقي اراني چنين اظهار نظر شده است:
«پس از شهريور بيست هرگاه مجال سياسي پيش مي آمد پيروان دكتر تقي اراني به تجديد چاپ مقالات او مي پرداختند. اما تا آنجا كه آگاهيم هيچگاه در آن روزها به چاپ دو مقاله او كه در مجله هاي ايرانشهر و فرنگستان چاپ شده بود نپرداختند. زيرا آن هردو مقاله مرتبط است با مسائل مربوط به زبان فارسي و آذربايجان. چون حكايت از عقايد محكم او [اراني] در لزوم حفظ مليت و ترويج زبان ملي ايران دارد به تجديد چاپ آنها مبادرت ميشود….. در هر حال از نقطه نظر ما براي شناختن افكار اراني مفيد است.» (3)
در تاريخ معاصر ايران، بهره برداري ايدوئولوژيك ـ سياسي ـ آنهم از زبان برخي شخصيتهاي سرشناس و محبوب جامعه ما ـ براي توجيه و مسخ واقعيتهاي تاريخي، نمونه هاي پرشماري در دست است.
در خصوص اظهار نظر فوق در نشريه آينده درباره «عقايد محكم و شناخت افكار دكتر اراني» توضيح زير را ضروري ميدانيم:
واقعيت اينست كه آن دو مقاله مورد بحت البته نوشته اراني جوان 21 ساله است. اما ضروري است كه يادآور شويم، آنچه بعنوان «عقايد محكم و شناخت افكار» وي در اين دو مقاله تأكيد شده، مربوط به دوره نخست زندگي فكري تقي اراني است كه بعدها نسبت به آن تجديد نظر كرده بود. دوره نخست فعاليت فكري اراني كه در آن دو نشريه انعكاس داشته، مصادف است با اوج گيري گرايشهاي ناسيوناليستي ـ شوينيستي بخشي از تحصيل كردگان و محصلين ايراني مقيم برلين كه از چند سال قبل زمينه آن در راستاي نفي حقوق ملتهاي غير فارس و خاصه آذربايجان سوق داده مي شد، فراهم شده بود. در تداوم اين تفكر و سياست، در اين ايام اين گرايش به تقابل با گرايش هاي شوينيستي جناحي از نمايندگان بورژوازي تركيه آن روز كه شعار تركيه بزرگ را سر داده بودند، تبارز پيدا كرده بود.
اسناد و مدارك متقن نشان ميدهد كه تقي اراني جوان، تنها 18 ماه با اين جريان و با دو نشريه مورد بحتْ همكاري داشت و سپس با آنها مرزبندي کرده و جدا گرديد. (4)
گفتني است، پس از پايان گرفتن آن تقابل، اين جريان همچنان، تجدد خواهي، ايران دوستي و تحول اجتماعي را در سيماي موسوليني و مرد پنجه آهنين نمونه آن در ايران مي ديد. بازتاب اين انديشه در سرمقاله شماره نخست نشريه «فرنگستان» چنين انعكاس دارد:
«موسوليني ظاهرا” به پارلمان عقيده دارد ولي در موقع لزوم با تهديد اكثريت براي خود تهيه كرده لوايح پيشنهادي دولت را ميگذراند. يك چنين ديكتاتوري هم ايران لازم دارد….. اگر مي خواهيد روزي لذت آزادي را كه امروز اروپائي در آغوش دارد، بچشيد، ديكتاتور عالم توليد كنيد. ديكتاتور عالم ايده ال، با هر قدم خود چندين سال سير تكامل را پيش مي برد.» (5)
اراني بعد از جدا شدن از اين جريان با صداقت و شهامت اخلاقي در سال 1306 اين دوره از زندگي خود را مورد انتقاد قرار داده و نوشت:
«هيچ قضيه ای را نمي توان عاري از شرايط زمان و مكان و شخص متفكر تحقيق نمود. از طرف ديگر حالت شعور، هوشياري و دانستن از خود دائما تغيير مي كند. خرد اجتماعي من در چند سال پيش با اكنون فرق دارد….. اما از طرف ديگر من همان هستم، همان اسم را دارم، مسئول تمام امضاهاي همان خود هاي گذشته مي باشم. از تمام كارهايي كه خود گذشته كرده است براي خود كنوني و خود آينده.

http://www.haray.net/fa

 

Add Comment