تروریستها و خلقهای منطقه-اکبر آزاد

در ماهها و هفته های اخیر، در منطقة پر تلاطم خاورمیانه، یکی از مسائلی مورد توجه، جدی و مطرح، مسئلة گروه های منسوب کردها بوده است. افراد مختلفی این مسنله را مورد توجه قرار داده و بر اساس مواضع شخصی، گروهی، جناحی و … حوادث مورد نظر را تحلیل کردند. من نیز مطلب کوتاهی درباره مسعود بارزانی و حوادث “عفرین” به رشته تحریر درآوردم که کمابیش مورد توجه بعضی از افراد قرار گرفت و بعضا با تأیید آنرا در صفحات شخصی خود به اشتراک گذاشتند، لایک کردند ویا با یاداشتهایی در صفحه اینجانب و در پایین مطلب مورد اشاره نظرات موافق و تإییدآمیز، ویا مخالف خود را درج کردند.
در اینجا از تمامی کسانی که زحمت قبول کرده و نوشته مرا خوانده و نسبت به آن موضع خود را مشخص کردند، تشکر می کنم. در عین حال درباره بعضی از یادداشتها که حاوی مطالبی غیر اخلاقی و مردود است؛ عرض میکنم اساسا مورد تحقیر قرار دادن و اهانت به خلقهای مختلف رفتاری مردود و مذموم است! خصوصا که ما ترکها بیش از یکصد سال است که از اینگونه تحقیرها و اهانتها در رنج بوده و هستیم.
عنوان نوشتة اینجانب چنین بود: ” اشتباهات گروهکهای تروریستی کرد،
دستاوردهای مبارزات اقوام منطقه درزمینه حقوق مدنی را درتمام ابعاد تهدید میکند.”
مطلب مورد اشاره در پایین همین صفحه قابل ملاحظه و مراجعه می باشد.
در از بین یاداشتهایی که در پای نوشته اینجانب درج شده است؛ نوشتة دوست عزیزم آقای Ali Rıza Kuluncu که از سالها پیش با ایشان آشنا وسابقه دوستی دارم و نیز آقای Ahmad Hakkakpour که بر نوشتة اینجانب خرده گرفته اند را برای پاسخ گویی انتخاب کرده ام.
یکی از ایشان مرا به دلیل به کاربردن عبارتهایی مانند:« گروهکهای تروریستی کرد» – به نفرت پراکنی و دیگری مرا به دلیل به تروریست نامیدن«آقای مسعود بارزانی، گروهک تروریستی منسوب به اکراد سوریه(مدل سوری گروهک پ.ک.ک و پژاک متهم به « پاک کردن صورت مسئله ای به نام ” کُرد”» متهم کرده اند.
من ضمن عرض ادب و رعایت حدود احترام نسبت به هر دو نفرمورد اشاره، سعی خواهم کرد به مسائل مطرح شده از سوی ایشان، حد بضاعت خود پاسخ بدهم:
آقای Ali Rıza Kuluncu در ابتدای یادداشت خود می نویسند:
« سایقی‌دَیر اکبر به‌ی آزاد، یازینیزین باشیندا “گروهکهای تروریستی کرد” یازیب سونرا دا یازیرسینیز: “باید توجه داشت حساب مردم کرد از حساب گروهکهای منسوب به کرد جداست.”
بو ایکیسی بیر- بیرایله توتمور. “گروهکهای تروریستی کرد” ایفاده‌سینده تروریست کلیمه‎سی بیر خالقین آدینین یانیندا گلمیش.»
تأکید آقای Ali Rıza Kuluncu مبنی بر این است که به کار بردن عبارت «گروهکهای تروریستی کرد» ترکیبی درست نیست و ماهیت ضد خلقی و ضد کُردی دارد. من برای آنکه بتوانم مسئله را توضیح دهم در اینجا مثالهایی را می آورم؛ شما « رژیم شاهنشاهی ایران » را در نظر بگیرید و به صفتهای این رژیم که در عبارتهای زیر بر ٱنها تأکید شده است، دقت کنید:
« رژیم شاهنشاهی و جنایت کار ایران »
« رژیم شاهنشاهی و دیکتاتور ایران »
« رژیم شاهنشاهی و سرکوبگر ایران »
ویا:
«شوونیزم فارس»
ویا:
« سازمان مجاهدین خلق ایران یک گروه تروریستی است »
« سازمان مجاهدین خلق ایران یک گروه تروریستی، جنایتکار و خائن است » و….
همانطور که همگان می دانند، رژیم شاهنشاهی و سازمان مجاهدین خلق از «ایران» برخاسته اند و منسوب به «قوم فارس »هستند!سیاستهایی که اعمال میکردند و درحال حاضر طرفداران آنها بر اساس «شوونیزم فارس» اعمال میکنند. حال من از شما سوال می کنم :
اینکه در مثالهای فوق از نام « ایران » استفاده شده و دارای سیاستی به نام «شوونیزم فارس»هستند و آنها به « قوم فارس » منسوب هستند، بی احترامی به مردم ایران ویا « قوم فارس » محسوب می شود؟
طبیعتا چنین نیست و نمی تواند باشد! هرکس، هر گروه و هرتشکیلاتی مسئول اعمال خود می باشد. و در مثالهای فوق صرفا به خاستگاه ومنسوبیت این جریانها اشاره می شود. چنانچه این جریانها نقشی مثبت نیز داشتند باز نباید در اصل مسئله نمی توانست تأثیری داشته باشد؛ هرچند ممکن است عوام استنباط و نگرش منفی ویا مثبت داشته باشد! برای همین هم من تأکید کرده ام: «باید توجه داشت حساب مردم کرد از حساب گروهکهای منسوب به کرد جداست.»
اعمال یک حکومت جنایتکار در هرکشوری را نباید به حساب ملت آن کشور نوشت؛ هرچند آن حکومت منسوب به یک کشور و ملت معین می باشد. گروهکهای کُرد و خلق کُرد هم از این قاعده پیروی می کنند و مستثنا نمی توانند باشند.
×××
( توضیح ضروری:
1- تشکیلات منسوب به کردها اغلب بر بنیان عشیرتی شکل گرفته اند. به عنوان مثال می توان به حزب دمکرات مسعود بارزانی، اتحادیه میهنی جلال طالبانی، حزب دمکرات قاسملو اشاره کرد و….حتی گروههایی که به ظاهر مدعی داشتن حزب مدرن هستند، دایره نفوذشان اغلب عشیرتی است. مثل گروهک پژاک، پ.ک.ک.، کومله و….
2- در طول تاریخ به هر دلیل کردها از یک زبان واحد و استاندارد برخوردار نبوده اند. البته این عیب نیست. ولی این تفاوت زبانی آنهم در محدود یک منطقه کوچک، به تداوم گرایشات عشیرتی کمک قابل توجه و موثری می نماید.
3- کردها در طول تاریخ از تجربه حکومت مستقل و فراگیر برخوردار نبوده اند و اغلب دارای تشکیلات کوچک محلی و دست نشانده بوده اند. این شرایط هم به تقویت و تداوم رفتارهای تنگ نظرانه عشیرتی در عصر مدرن سبب شده است. گروهکهای تروریستی نیز به شهادت عملکردشان جریاناتی وابسته و ابزار دست قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای هستند.
4- و…. مجموعه عوامل فوق و… سایر عوامل در مجموع سبب گسترش سکتاریسم، خودکامگی وخشونت در ساختار و رفتار گروهکهای منسوب به کردها شده است.
به نظر من دیر یا زود این گروهکها تروریستی تحت تأثیر مطالبات مدرن یا از بین خواهند رفت ویا مجبور به ایجاد تغییرات اساسی در ساختار خود خواهند شد و از خشونت و تروریسم فعلی فاصله خواهند گرفت.)
×××
زمانی که اتحاد جماهیر شوروی در اقتدار بود، براساس منافع سیاسی- دیپلماتیک و استراتژیک خود همسو با رژیم شاهنشاهی ایران بر علیه تورکان(خصوصا بر علیه ترکان آذربایجان و ترکیه) و به نفع نژاد آریایی تبلیغ می کرد. حتی بسیاری موارد، مطالب تبلیغی را من غیر مستقیم برای رژیم شاهنشاهی ایران تئوریزه می نمود؛ همانند عوامل فرانسوی و انگلیسی و….!
شوروی در راستای همین رویه، به نفع هر جریان سیاسی کُرد هم تبلیغ می کرد. والبته تمام گروههای چپ با مشربهای مختلف، گرفتار چنبره امواج تبلیغاتی عظیم اتحاد جماهیر شوروی و نماینده آن در ایران یعنی حزب توده قرار داشتند و دانسته ویا ندانسته و ناخود آگاه از آن پیروی می کردند….
××
در اوایل انقلاب دو جریان تورک و آذربایجانی و کُرد کردستانی مخالفتهایی با جمهوری اسلامی ایران می کردند. در صدر این دو جریان به اعتباری دو روحانی قرار داشت:
در صدر جریان آذربایجانی آیت الله سید کاظم شریعتمداری و در صدر جریان کردستانی ماموستا عزالدین حسینی قرار داشتند. جریانهای چپ قریب به اتفاق برعلیه آیت الله سید کاظم شریعتمداری و برله ماموستا عزالدین حسینی تبلیغ و موضع گیری می کردند. به نظر می رسد این رویه در جامعه نهادینه و به عادت ثانویه تبدیل شده و هنوز هم در پس زمینه های جامعه کمابیش به قوت خود باقی است و فعالین سیاسی- اجتماعی امروزین ناخواسته تحت تأثیر آن قرار دارند.
در کمال احترام بایدعرض شود موضع گیری دوست محترمم آقای Ali Rıza Kuluncu دو دلیل میتواند داشته باشد:
1- موضع گیری آقای Ali Rıza Kuluncu از قاعده فوق مستثنا نمی باشد و به نوعی در پس زمینه های ذهنی خود از امواج تبلیغی و بیش از70 ساله اتحاد جماهیر شوروی متأثر هستند. هر چند که بیش از 25 سال است که اتحاد جماهیر شوروی منحل شده و ماشین تبلیغات آن به ظاهر متوقف گشته است! و این نشانگر نهادینه شدن تبلیغات چپ روسی در جامعه ایران است.
2- موضع گیری آقای Ali Rıza Kuluncu تحت تأثیر گرایشات به ظاهر اومانیستی است که این گونه گرایشات هم حکایت از نهادینه شدن تبلیغات چپ روسی در جامعه ایران است.
در ادامه به طورمختصر به نوشته ایشان جواب داده خواهد شد.
آقای Ali Rıza Kuluncu در ادامة یادداشت خود می نویسند:
«جسارتاً بئله یازیلارین بیزی ایکی یؤندن ضرر وئردییینی دوشونورم.»
از نظر آقای Ali Rıza Kuluncu اگر ما منسوبیت «کُردی» گروهکهای تروریستی را معین کنیم متحمل دو ضرر و زیان عمده خواهیم شد. اول اینکه:
« بیرینجیسی، سیزی اوخویان و سیزدن اؤیره‌ننلر آراسیندا کورده قارشی نفرت حیسی یارانیر و بو اوزون سوره‌ده بیز تورک فعاللاری نفرت سؤیلمی صاحیبی بیر توپلولوق کیمی گؤستریر.»
به نظر آقای Ali Rıza Kuluncu اولین زیان آن خواهد بود که ما با تأکید منسوبیت «کُردی» گروهکهای تروریستی سبب خواهیم شد کسانی که نوشته ما را می خوانند نسبت به تمام کُردها حس نفرت پیدا کنند ! اما به نظر من چنین نیست و نمی تواند باشد. به دلیل آنکه:
اولاً ما در حد توان سعی می کنیم حساب توده های کُرد را از حساب گروهکهای تروریستی کُرد جدا کنیم! و باید هم چنین باشد. زیرا خلقها ذاتا دوست وبرادرند و می توانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند! ولی ادعاهای نابه جای بعضی گروهکها در عمل می تواند به این دوستی ها خدشه وارد کرده و آنها را برهم زند! برعهدة روشنفکران و فعالین سیاسی- اجتماعی هر قوم وهر ملتی است که این دوستی ها راپاس بدارند و در جهت گسترش و تعمیق آن بکوشند. همانطور که شما (آقای Ali Rıza Kuluncu) حساسیت به خرج داده اید. ولی این به معنای آن نمی تواند باشد که ما از افشای گروهکهای جنایتکار خودداری کنیم! شما به یقین می دانید اغلب این گروهکهای تروریستی در ترکیب نام خود؛ نام « کُرد » ویا « کردستان » را یدک می کشند. بنابراین باید توجه کنید ما نام «کُرد» و «کُردستان» را به نام آنها نیافزوده ایم بلکه جزئی از نام آنهاست !!!
علاوه بر آن این گروهکهای تروریستی هر چند خود به خلق کُرد منسوب کرده اند؛ ولی خلق کُرد تمثیل نمیکنند و نمی توانند تمثیل کننده باشند. …
مورد دومی که آقای Ali Rıza Kuluncu بر آن تأکید دارند این است که:
«ایکینجیسی، بو دقیقاً پ.ک.ک کیمی قروپلار و اونلاری دستکله‌ین باتیلی گوجلرینین ایسته‎دییی شئیدیر؛ اونلاری و کورد خالقینی عئینی کفه‌یه قویماق»
یعنی گروههای مانند پ.ک.ک و حامیان غربی آنها خواهان آن هستند که این گروهها و خلق کُرد در یک کفه قرار گیرند!
همان طور که ملاحظه فرمودید ما سعی کرده ایم خلق کُرد و گروهکهای تروریستی منسوب به« کُرد » و« کردستان » را در یک کفه قرار ندهیم وبه جد نوشته ایم:
«باید توجه داشت حساب مردم کُرد از حساب گروهکهای منسوب به کُرد جداست.»
وبر این اساس وبا انتقاد از جریانهای تروریستی، مردم کُرد را تشویق به فاصله گرفتن ازاین گروهکهای تروریستی کرده ایم !!! و….
×××
یکی دیگر از کسانی که درباره مطلب اینجانب اظهار نظر کرده اند آقای Ahmad Hakkakpour میباشد. نوشته و نظرات ایشان به جای خود در خور توجه می باشد. چون به نظر میرسد از گروهکهایی که من آنها را تروریستی ارزیابی کرده ام، حمایت میکنند. یا حداقل از بعضی از این جریانات تروریستی نام برده شده حمایت میکند.ایشان دریادداشت خود می نویسند:
« حرمتلى اكبر بى ، تهمت تروريست بستن به تمامى گروه هاى كرد، و جدا پنداشتن مردم كرد ، از همه گروه هاى كرد، بنظرم پاك كردن صورت مسىله است.»
من در نوشته خود از چند شخص و گروهک تروریستی که خود را به کُردها منسوب کرده اند نام برده و آنها را به لحاظ عملکردهایشان تروریست نامیده ام! این گروهکها عبارتند از:
«آقای مسعود بارزانی، گروهک تروریستی منسوب به اکراد سوریه(مدل سوری گروهک پ.ک.ک.)، گروهک تروریستی پ.ک.ک.»
البته در یاداشت کوتاه دیگری هم از چندشخص و گروهک تروریستی نام برده ام:
Barzani, Kürdüstan Demokrat partısı, Öcalan, P.K.K, Y.G.P, PEJAK və bunlar kimi terorist təşkilatlar və şəxslər və … öz adlarını KÜRD və KÜRDÜSTAN adını bağlayıblar,…. vəya fars mənşəli “Mocahidin-e Xəlq” …..
سئوال من آقای Ahmad Hakkakpour این است:
کدام یک از گروهکهای تروریستی فوق را حمایت میکنید؟
کدام یک ازاین تشکیلاتهای مسلح و تروریستی را نماینده مردم کُرد می دانید؟
این تروریست از چه زمانی از سوی مردم تأیید شده و مشروعیت کسب کرده اند؟
جهت کشتار مردم بی گناه چه کسی به این تروریستها مجوز و مشروعیت داده است؟
از نظر من اینها تروریست هستند:
چون در خیابان، بازار و مراکز تجاری، ادارات، مراکز دینی، تأسیسات زیربنایی، ایستگاههای مترو، راه آهنٰ فرودگاهها و…. بمب گذاری میکنند؛ افراد غیر مسلح و بی گناه را به قتل می رساند و اموال عمومی را تخریب می کنند.
چون باموشک، خمپاره، مراکز مسکونی را گلوله باران میکنند و موجب کشتار بی گناهان میشوند.
چون به خاطر منافع گروهی به یکدیگر نیز رحم نمیکنند و همدیگر را به گلوله می بندند.
چون طماع هستند وبه خاطر منافع گروهی و امیال شخصی خود، طمع اشغال اراضی دیگر اقوام را دارند.
آقای Ahmad Hakkakpour شما بفرمایید انتقاد از تروریستها چگونه میتواند به ضرر دیگران باشد.
آقای حکاک پور در ادامه مرا متهم به: « حمايت از اك پارتى و دولت… اردوغان، به قيمت از بين بردن صلح درمنطقه واز بين بردن منافع اتحاد ملل غيرفارس، از جمله كردهاست.»
به نظر می رسد آقای Ahmad Hakkakpour اتحاد خلقهای غیر فارس منطقه را منوط به چشم پوشی از جنایت تروریستها ی فوق الذکر و مشروط به مخالفت با پرزیدنت اردوغان میکند. ایشان غافل از آنند که منافع خلقهای منطقه اعم ازترک، فارس، عرب، کرد و… درسرکوبی تروریستها میباشد. درحمله نیروهای ترکیه به عفرین، اگر نیروهای ترویستی سرکوب شوند که انشاءالله می شوند؛ قبل از هرچیز امنیت خلقهای منطقه از جمله امنیت ترکها، تورکمنها، عربها و کردها تأمین خواهد شد.
همانطور از عبارت آقای حکاک پور درفوق« …. ازبين بردن منافع اتحاد ملل غير فارس ، از جمله كردهاست.» پیداست، ایشان خواهان اتحاد خلقهای غیر فارس برعلیه فارسها و به نفع کردها می باشند.
آقای حکاک پور در بخشی از یادداشت خود آذربایجان و آذربایجانیها را به جنگ(شما بخوانید ترور) تهدید میکند:« اكنون نيز با دشمن خواندن اروپا و امريكا واسراىيل ، به پيروى از سياستهاى اردوغان، عملاً ازربايجان ، نمى تواند روى صلح و ارامش به خود ببيند.»
من به صراحت عرض میکنم، تا آنجا که من می دانم فعالان هویت طلب ترک آذربایجانی با هیچ دولت و ملت و قومی احساس دشمنی ندارند. واز هیچ دولتی تبعیت نمی کنند.معیار ما برای دوستی و دشمنی، منافع ملی ملت ترک آذربایجان میباشد. هرکس منافع ملت مارا به خطر بیاندازد، خواهی – نخواهی و چه بر زبان بیاوریم و چه به زبان نیاوریم درموضع دشمن قرار خواهد گرفت. طبیعتا اگر جریانی حقوق ترکان آذربایجان را صادقانه به رسمیت بشناسد، خواهی- نخواهی در لیست دوستان ملت ترک آذربایجان قرار خواهد داشت.
تروریستهای پژاک، پ.کا.کا، بارزانی و… امثالهم با رفتار خصمانه ای که نسبت به منافع ملت ترک آذبایجان دارند، عملا خودرا در ردیف دشمنان آذربایجان قرار میدهند.
آقای حکاک پور شما در عبارت فوق، من و امثال مرا به دلیل دشمن تلقی کردن اروپا و امريكا واسراىيل ؛ تهدید کرده اید، آذربایجان روی صلح و آرامش نخواهد دید. می نویسید:
« اكنون نيز بادشمن خواندن اروپا وامريكا واسراىيل… ازربايجان، نمىتواند روى صلح و ارامش به خود ببيند.»
اولا همانطور که درفوق اشاره شد فعالان آذربایجانی برای دوستی و دشمنی دارای معیاری به نام «منافع ملی ترکان آذربایجان» هستند. بنابر این دوستی و دشمنی ما به مانند دوستی و دشمنی تروریستها کورنمیباشد. بلکه دوستی و دشمنی با کشورهای نام برده شده از سوی شما نیز در قالب این معیار کلی قابل توضیح میباشد. در مورد مشخص دولت اسرانیل، علاوه بر سابقه تاریخی و خونبار آن، حمایت این دولت(اسرائیل) ازجنایتکاران بارزانی،حزب دمکرات عراق به خودی–خودی میتواند مبنای قضاوت ماباشد و… حمایت شما از این دولت جنایت پیشه بحث دیگری است و….
شما در ادامه نوشته اید:
«… مزدوران ج ا ا در هر لباسى از جمله در لباس فعال ازربايجانى سعى در ايجاد نفاق بين تورك وكرد دارند. تا بتوانند اتحاد ملل غير فارس برعليه خودرا به شكست بينجامند، تا از اب گل الود ماهى بگيرند.»
این اتهام شما به فعالان آذربایجانی واقعا شرم آوراست. شما فعالان هویت طلب ترک آذربایجانی را«مزدوران ج ا ا » ایران مینماید. آنهم به این دلیل که با گروهکهای تروریستی مخالف هستند. شما تلویحا مخالفان تروریستهای آدمکش راٰ مخالفان اتحاد خلقهای منطقه معرفی میکنید. که حکایت از ناشیگری شما دارد. به علاوه من میتوانیم به دلیل حمایتان از اسرائیل شما را «مزدور اسرائیل» قلمدادکنم! ولی من نیازی به این کار و این «اتهام زنی» نمی بینم! به عقیده من تمام خلقهای دنیا و منطقه فی نفسه دوست و برادر هستند؛ هیچ گونه دشمنی با یکدیگر ندارند! البته اگر تروریستهای نظیر پژاک و پ. کا.کا بگذارند.
در پایان از آقای Ahmad Hakkakpour سئوال میکنم:
نظرتان درباره گروهکهای تروریستی فوق الذکر چیست؟
کدام یک از گروهکهای تروریستی فوق را حمایت میکنید؟
همچنین شما درپایان نوشته خود تأکید کرده اید:
«صد البته سياستهاى الحاق مناطق غير كرد به كردستان ، يا ظلم و پاكسازى قومى، و كردستان ناميدن مناطق غير كارى غلط ومحكوم است.»
شما بر اساس این گفته خودتان بفرمایید عملا کدام گروهها را محکوم می کنید؟
کدام جریانها و کدام گروهکها سياستهاى الحاق مناطق غير كرد به كردستان ، يا مرتکب جنایت و ظلم و پاكسازى قومى و كردستان ناميدن اراضی و مناطق سکونت دیگران را در برنامه خود دارند؟
قابل توجه جنابان محترم:
Ahmad Hakkakpour, Esmaeil Fkhosroshahi;Ataman Feridun;Rahman Pashayi; Elesger Siyabli;Rahim Mamaghani;Samat Azerbaycsn;Umud Duzgun;Bahman Safari;Oxtay Türkoğlu;Shanturk Tavrakizli;Artan Araz;Oxtay Türkoğlu, Ali Rıza Kuluncu və… Özgur Abdi, Javad Gahzani, Mohammad Fateh, Oxtay Türkoğlu, Hamid Nazari və….
پایان

www.haray.net
harayturk@

Add Comment